تصویری از انتخاب مهره شطرنج میان گزینه‌ های مختلف به‌ عنوان استعاره‌ ای برای تصمیم‌ گیری راهبردی.

استراتژی بدون حذف ممکن نیست | هنر انتخاب و قدرت «نه» در برند شخصی

تصور کنید وارد یک رستوران می‌شوید که منوی آن ۵۰ صفحه است؛ از قرمه‌ سبزی و پیتزا گرفته تا سوشی و کله‌ پاچه!

اولین حسی که به شما دست می‌دهد چیست؟

احتمالا عدم اعتماد. با خود می‌گویید: محال است این آشپز در همه اینها استاد باشد.

در دنیای برندینگ شخصی و مسیر حرفه‌ای هم دقیقا همین اتفاق می‌افتد. وقتی می‌خواهی همه چیز برای همه کس باشی، در واقع هیچ‌ چیز برای هیچ‌ کس نیستی.

استراتژی، هنر قربانی کردن است. اگر نتوانی بخشی از توانمندی‌ ها، بازارها یا ایده‌ هایت را برای رسیدن به یک هدف واحد قربانی کنی، تو در حال حرکت نیستی؛ تو فقط در حال دست و

پا زدن در اقیانوسی از احتمالات هستی.

در این مقاله قصد داریم در مورد استراتژی بدون حذف ممکن نیست بنویسیم.

بزرگترین مانع حذف، ترس است. ترس از اینکه اگر بگوییم من فقط متخصص استراتژی شناختی هستم، پروژه‌های طراحی گرافیک یا مشاوره فروش را از دست بدهیم.

اما حقیقت این است که تا وقتی آن پروژه‌های متفرقه را حذف نکنی، بازار هرگز تو را به عنوان مرجع در استراتژی شناختی نخواهد شناخت.

اینکه تو می‌توانی کاری را انجام دهی، اصلا دلیل خوبی برای این نیست که باید آن را انجام دهی. جایگاه تو بر اساس کارهایی که انجام نمی‌دهی ساخته می‌شود، نه کارهایی که بلدی.

در تفکر و استراتژی شناختی، ما به دنبال بازطراحی ادراک مخاطب هستیم. ذهن انسان برای صرفه‌جویی در انرژی، تمایل دارد آدم‌ها را در جعبه‌ های مشخص بگذارد.

وقتی تو پیام‌ های متعددی می‌فرستی (من هم طراحم، هم مربی، هم نویسنده، هم استراتژیست)، در ذهن مخاطب «نویز» ایجاد می‌کنی.

استراتژی یعنی حذف تمام این نویزها تا فقط یک «سیگنال» قوی باقی بماند.

وقتی گزینه‌ های اضافی را حذف می‌کنی، معنای برند تو متولد می‌شود. حذف به تو اجازه می‌دهد روی روایت ذهنی‌ات متمرکز شوی و آن را آنقدر صیقل بدهی که در ذهن مخاطب،

نفوذناپذیر (Defensible) شود.

اگر می‌خواهی جایگاه حرفه‌ای‌ات را بازطراحی کنی، باید از این مسیر بگذری:

  1. لیست سیاه بساز: به جای اینکه بنویسی چه کارهایی انجام می‌دهی، بنویس چه پروژه‌هایی را «دیگر هرگز» قبول نمی‌کنی.
  2. مخاطب نامناسب را حذف کن: برای چه کسانی نمی‌خواهی کار کنی؟ شفاف کردن این موضوع، مخاطب درست را با سرعت بیشتری جذب می‌کند.
  3. زبان خود را هرس کن: کلمات عمومی و کلیشه‌ ای (مثل خلاق، با‌تجربه، حرفه‌ای) را حذف کن و با مفاهیم دقیق و اختصاصی خودت جایگزین کن.

بسیاری از متخصصان فکر می‌کنند با حذف کردن، دایره نفوذشان کوچک می‌شود. اما در استراتژی، کاهش عرض، باعث افزایش عمق می‌شود.

استراتژی بدون حذف، مثل تلاش برای پر کردن یک سطل سوراخ است. تو انرژی زیادی صرف می‌کنی، محتوای زیادی تولید می‌کنی و پروژه‌های زیادی می‌گیری، اما در نهایت، «جایگاه»

نداری. چون هیچ‌ کس نمی‌داند دقیقا برای حل چه مسئله‌ ای باید سراغ تو بیاید.

استراتژی یعنی انتخاب اینکه چه کسی نباشی.

اگر روایت ذهنی تو شلوغ است، اگر مسیر حرفه‌ای‌ات منسجم نیست و اگر مخاطب هنوز نمی‌تواند تو را با یک «معنای واحد» تعریف کند، مشکل در نداشته‌ هایت نیست؛ مشکل در

اضافات توست.

سؤال سخت برای تو: همین امروز، کدام بخش از فعالیت‌ هایت را باید حذف کنی تا برند شخصی‌ ات نفس بکشد؟

نوشته‌های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *