سه نمای مختلف از مردی با کت‌ و شلوار تیره در محیط‌ های لوکس؛ شطرنج روی میز، ایستاده کنار پنجره قدی، و تراس رو به دریا.

استراتژی شناختی و جایگاه‌ سازی | چگونه در ذهن مخاطب گزینه بی‌ رقیب شویم؟

سال‌ها پیش در جریان مشاوره به مدیری ارشد که میلیاردها تومان صرف بیلبوردهای شهری و تبلیغات پر زرق‌ و برق کرده بود، به یک بنبست بزرگ رسیدیم.

او می‌گفت: علی، همه نام برند من را شنیده‌ اند، اما وقتی زمان خرید یا بستن قراردادهای بزرگ فرا می‌رسد، به سراغ رقبای کوچک‌تر اما تخصصی‌ تر می‌روند. چرا؟

پاسخ من برای او تلخ اما بیدار کننده بود: چون تو در خیابان‌ ها دیده می‌شوی، اما در ساختار شناختی ذهن آنها جایگاهی نداری. تو یک هیاهوی بزرگ ساخته‌ ای، نه یک پناهگاه ذهنی.

این دقیقا همان نقطه‌ ای است که تفاوت میان برندسازی سنتی و استراتژی شناختی و جایگاه‌ سازی مشخص می‌شود.

اولی به دنبال جلب توجه موقت است و دومی به دنبال فتح ساختار تصمیم‌ گیری در مغز مخاطب.

بسیاری از متخصصان و کسب‌ و کارها تصور می‌کنند جایگاه‌ سازی یعنی طراحی یک لوگوی شیک، نوشتن شعارهای حماسی یا حضور مداوم در شبکه‌ های اجتماعی.

اما ذهن انسان یک فیلتر به‌ شدت سخت‌ گیر دارد که برای بقای خود، ۹۹ درصد اطلاعات ورودی را مسدود می‌کند.

ذهن ما اطلاعات جدید را بر اساس پیش‌ فرض‌ ها و باورهای قبلی طبقه‌ بندی می‌کند. اگر نتوانید خود را در یکی از قفسه‌ های خالی و ارزشمند مغز مخاطب جای دهید، بلافاصله

بایگانی و فراموش می‌شوید.

استراتژی شناختی به شما یاد می‌دهد که چگونه فرآیند پردازش اطلاعات در مغز مخاطبتان را مهندسی کنید تا بدون نیاز به فریاد زدن، به عنوان تنها راه‌ حل منطقی مسئله‌ آنها شناخته

شوید.

برای اینکه تخصص شما فراتر از یک ادعا به نظر برسد، باید جایگاه‌ سازی خود را بر روی سه پایه شناختی محکم استوار کنید:

مخاطب شما پیش از آنکه به تخصصتان نیاز داشته باشد، به یک نگرش نیاز دارد. شما باید ابتدا باورهای اشتباه او درباره مسئله‌ اش را به چالش بکشید.

وقتی زاویه دید مخاطب را تغییر می‌دهید، او ناخودآگاه کلید حل مسئله را نیز نزد شما جست‌وجو می‌کند.

ذهن انسان در مقایسه کار می‌کند. سرد در برابر گرم، سریع در برابر کند. شما باید مرزهای خود را با بازار مشخص کنید. باید به وضوح بگویید که چه چیزی نیستید تا مخاطب بفهمد

دقیقا چه هستید. ابهام، قاتل جایگاه‌ سازی است.

شما باید برند خود را به یک مفهوم یا بحران حیاتی در ذهن مخاطب گره بزنید (لنگر بیندازید). به طوری که هر زمان مخاطب با آن بحران روبه‌ رو شد، نام شما اولین فکری باشد که به

ذهنش خطور می‌کند.

مردی با لباس رسمی آبی در تراس بلند با نرده شیشه‌ ای و چشم‌ انداز شهر در زمان غروب.

این جدول، تفاوت میان دیده‌ شدن سطحی و ساخته‌ شدن جایگاه پایدار در ذهن مخاطب را نشان می‌دهد.

ویژگیبرندسازی زرد و نمایشیاستراتژی شناختی و جایگاه‌ سازی
تمرکز اصلیروی ظاهر، پرستیژ و شوآف تصویریروی حل مسئله، ارزش ادراکی و مدل فکری
هدفدیده‌ شدن توسط همه (شهرت عام)گزینه‌ اول شدن برای بخش خاصی از بازار
ابزار اصلیتبلیغات انبوه و شبکه‌ های اجتماعیروایت منسجم، معناسازی و معماری ادراک
نتیجهلایک بالا، اما نرخ تبدیل و درآمد پاییناعتبار بالا، وفاداری مشتری و قیمت‌ گذاری پرمیوم

نوشته‌های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *